– گل معطر از سبد گلِ «امت اسلامی»! انجنیر محمد نذیر تنویر – افغان وطن ویبپاڼه

زیرمتون

اند او تحلیل

– گل معطر از سبد گلِ «امت اسلامی»! انجنیر محمد نذیر تنویر

دومین سالروز وفات شخصیت جهادی و علمی امارت اسلامی افغانستان، الحاج مولوی جلال الدین حقانی رحمه الله
به سلسۀ معرفی «مردان راستین» امت اسلامی

بخش چهارم:
«حقانی»، مردی که بر «مصلحت» ها پُشت گردانید، و امورش را خالصانه در پرتوی «وَجْهَهُ لِلَّـهِ»{النساء:125} رقم زد!
زیرا همین «مصلحت» ها بود و هست که «هوای نفس» را در غصب «احزاب اسلامی» توسط افراد محدود شکل داده، تا جای که سیستم رهبری احزاب را «موروثی» گردانیده است؛
همین «مصلحت» ها بود و هست که «احزاب اسلامی»، «مرامنامه های» شان را جایگزین «شریعت الهی» گردانیدند، تا به آسانی بتوانند از «حدود الهی» فرار نموده، و آن را بر «مقتضای عصر» توجیه و تفسیر بدارند، و نیز در سرپیچی و نقض آن، دست باز داشته باشند.
همینجاست که «احزاب اسلامی» دیروز، «مسلمانان عملی» امروز را، زیر عناوین «متحجر»، «عقبگرا» و حتی «بیسواد» می کوبند؛ درست همانند «طاغوتیان جهان» که آن را در زیر لفافۀ «دموکراسی» شکل داده اند. چونکه در نظر آنها، «آموزش دین» سواد نیست، و فهم از «شریعت الهی» در برابر اندیشه های «فلسفی و ذهنی»، بی ارزش است.
بلی! رهبران همین تنظیم های جهادی دیروز؛ با شعار های بزرگ، خویشتن را حافظان دین اللهﷻ می نامیدند و حاضر نبودند تا اندکی از خواسته های شان پائین بیایند. آنها تمامی تحرکات، نشست ها، دید و بازدید ها و مذکرات را رد می کردند؛ و در پایان کار در عدم بی برنامه گی، خواستار حکومت صد در صد اسلامی می شدند!
حکومت صد در صد اسلامی، در شعار؛
حکومت صد در صد اسلامی، در تحجر خواندن «شریعت الهی»!
اما «مجاهدین راستین»، همچو «حقانی» چنین نبود؛
وی سخت معتقد به این اصل «الهی» بود که:
وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَىٰ ۖ وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ ۚ وَاتَّقُوا اللَّـهَ ۖإِنَّ اللَّـهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ ﴿المائده:٢﴾
و در راه نيکو کاري و پرهيزگاري با همديگر همکاري کنيد، و همديگر را در راه تجاوز و ستمكاري ياري و پشتيباني مكنيد، و از الله بترسيد، بيگمان خداوند داراي مجازات شديدي است!
همین اصل قرآنی (وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَىٰ ۖ وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ) است که فعالیت های «تنظیم گرایی» و «فردگرایی» را در حرکت های اسلامی سد واقع می شود؛ آنچنانی که در تنظیم «حزب اسلامی مولوی صاحب خالص» تجلی یافته بود!
«حقانی» مردی شعار نیست، و مطیعانه رو به اللهﷻ آورده است{22:31} (که اللهﷻ وی را تا پایان عمر در این مسیر استوار نگه بدارد)؛!
بلی! بزرگان می باید قبل از گفتار، با «کردار» شان بر مردم تأثیر گزار باشند؛
چونکه «کردار» ها، اکثراٌ تجلی «نیات درونی» افراد بوده، و صادقانه تر از گفتار ها می باشد.
وی از اینکه رهبر حزبش نیز از «مردان راستین» «امت اسلامی» بود، هیچگاه «مصالح شخصی» را به «مصالح امت» ترجیح نمی دادند، و در این راستا، باکی از سخنان «سخن چینان» نداشتند. «آمر» به «مامور»، و «مامور» به «آمر» در فضای «اخوت اسلامی» بر همدیگر اعتماد داشتند، که همین حس اعتماد، «فضای باز» تحرکات را بوجود آورده بود.
بلی، موجودیت همین «فضای باز» برای آنها جرأت داده بود، و از رفتن به امریکا و نشست و برخاست ها باکی نداشتند و پیام خویش را؛ که همان پیام «اسلام» بود نه پیام احزاب شان، می رسانیدند.
«مولوی صاحب خالص» در سخنان ناب و ماندگارش در رابطه با دیدار با «رونالد ریگن»، از خود تاریخِ بجا گذاشت که در گوشۀ از پیامش چنین تذکر داده است:
«ما نه از سوی کسی فرستاده شده ایم، و نه از برای “بحث و گفتگو” آمده ایم؛
بلکه ما «فکر و آرای» خویش را آورده ایم، و با ایشان مطرح ساختیم!»

پس آنها نه از «دید و بازدید ها» ترسی داشتند و نه به «برج های بشری» ارج می گذاشتند. در حالی که در دیگر تنظیم ها؛ فرد حتی در «تفاوت تنظیمی» نمی توانست با دوست و حتی اقاربش «دید و بازدید» داشته باشد. چونکه گردانندگان آن تنظیمها با «برج های بشری» سر و کار داشتند و در پی «سیاه و سفید» کردن هم سیالان و هم کیشان شان می بودند.
«حقانی» مردی عالم و کم حرفی بود، که در تمامی ابعاد حیاتش با «خلوص نیت» عمل می کرد.
بلی! «علمِ قلیل» همراه با «عمل» نیک، بهتر از «علمِ کثیر» در گفتار بدون «عمل» است؛
چونکه «عمل» نیک در پرتوی «خلوص نیت» در ذاتش عبادت می باشد؛
و «عبادت» باعث می‌شود تا رأی عالم استوار بماند، و حتی با «یک دلیل» به «حق» برسد؛ اما اگر عبادتش کم شود از «توفیق» الهی محروم می‌شود، حتی اگر «همهٔ دلایل» را یکجا داشته باشد.
نباید فراموش کرد که کسب «توفیق الهی» ارتباط به «خلوص نیت» افراد دارد که فقط اللهﷻ از آن آگاهست.
پس متوجه باید بود که، نقش فرد در «حفظ دین»، خلاصه می شود به نقش فرد در «حفظ ایمان»:
«حفظ دین» از جانب اللهﷻ است، اما «حفظ ایمان» ارتباط به فرد می گیرد که در جوهر خلقت فرد (یعنی ارادۀ آزادش) نهفته است!
پس اینجاست که اگر فرد خود را اصلاح کند، اللهﷻ مردم را برایش اصلاح خواهد کرد!
چیزی که در دوره حاکمیت «امارت اسلامی»، همه شاهد آن بودیم.

بلی، «حقانی» از «برج های بشری» هراسان نبود:
اگر سفر های داشت، اگر دید و بازدید های می کرد، اگر عضویت شورای قوماندانان جهادی را حاصل می کرد، اگر در حکومت موقت مجاهدین ایفای وظیفه می نمود، اگر با رهبران جهادی نشست می داشت، اگر در خط جدایی طلبی احمدشاه مسعود قرار می گرفت، اگر به سنگر های جنگ های داخلی به سراغ عبد العلی مزاری می شتافت، اگر در «امارت اسلامی» ایفای وظیفه می نمود، اگر اگر اگر… در همهٔ حالات، وی اصل (وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَىٰ ۖ وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ) را حفظ می داشت!
بلی! «حقانی»؛ مردی از «مردان راستین» این امت؛
مردی «طاغوت شکن»!
مردی که در «هدایت مردم» حریص بود، و از «شکست طاغوت» چنان خرسند و مسرور می گشت که در لباس نمی گنجید؛
مردی که «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ»{الفتح:29} را عملاٌ در زندگی اش عملی ساخت؛
قائد واقعی هر «دو جهاد»؛
قائدی که پروای «برج های بشری» نداشت.

وی بر «برج آسمانی» همیشه نظر داشت، و از آن در هراس بود.

بخش پنجم:
همین «تقوای الهی» بود که حضورش را در بین مردم رقم می زد؛
و بهترین حضور در بین مردم چه بوده می تواند به جز از حضور در…
(ادامه دارد)

خپله څرګندونه مو پرې وکړئ

څرگندون

خپور کړه

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *